X
تبلیغات
...تا هستم باش


...تا هستم باش

...دردناک ترین جای قصه اونجاییکه برات آرزوی خوشبختی کنه

خیابان های تنهایی دلی ولگرد میخواهد

و آوازم بدون تو سکوتی سرد...

برایت مرده بودم تا برایم تب کند قلبت

ولی حتی نپرسیدی دلت همدرد میخواهد...

|جمعه 6 بهمن1391| |sanaz

عشق همین خنده های ساده ی توست...

وقتی با تمام غصه هایت می خندی...

تا از تمام غصه هایم رها شوم...




|جمعه 6 بهمن1391| |sanaz

چقدر کم توقع شده ام 

نه آغوشت را میخواهم ...

نه یک بوسه...

نه دیگر بودنت را ...

همین که بیایی و از کنارم رد شوی کافیست...

آرامم میکند...

|جمعه 6 بهمن1391| |sanaz

قرار نیست که همیشه من خوش باشم...

دیروز من خوش بودم از اینکه در کنارت بودم...

امروز دیگری خوش است برای با تو بودن...

و فردا یکی دیگر...

از تلاش دست نکش عزیزم که چشم ملتی به توست...

تو میتونی...

|جمعه 6 بهمن1391| |sanaz

می ترسم کسی بوی تنت را بگیرد

دلت را بشنود و تو خو بگیری به ماندنش

چه احساس خط خطی و مبهمیست...

این عاشقانه های حسود من...

|جمعه 6 بهمن1391| |sanaz

برای عشق تمنا کن ولی خار نشو

برای عشق قبول کن ولی غرورت را از دست نده

برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو

برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببیند

برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکن

برای عشق جون خودتو بده ولی جون کسی رو نگیر

برای عشق وصال کن ولی فرار نکن

برای عشق زندگی کن ولی عاشقونه زندگی کن

برای عشق بمیر ولی کسی رو نشکن

برای عشق خودت باش ولی خوب باش...

|جمعه 6 بهمن1391| |sanaz|

ay5ugvlhzpmi291nmp8.jpg

خسته ام ...

ار همه ی واژه های عاشقانه

خسته ام از عشق

خسته ام از همه ی خاطراتی که عشق را فریاد می زنند

کاش میشد به خواب ابدی فرو روم

اما چه کنم دست خودم نیس

چشمانم را میبندم

احساسم را دار میزنم

تقدیر را محکوم میکنم

شاید تعبیر دیگری برای سرنوشتم بیابم

اما افسوس از این زندگی

چرا امید هم مرا احاطه نمیکند

خدایا قطره ای آرامش به زمین خشک دلم ببار

تا نهال صبوری را سیراب سازم

من صبر میخواهم و دیگر هیچ...

|چهارشنبه 19 مهر1391| |sanaz

http://www.up.98ia.com/images/xd5jjkzanl38gtpzz9k.jpg

این روزها ...

همه ادعا دارن طعم خیانت را چشیده اند

همه ادعا دارن که بدی را به چشم دیده اند

همه ادعا دارن که تنهایی را کشیده اند

پس کیست که این دنیا را به گند کشیده...!!!

شاید منم...!

|چهارشنبه 19 مهر1391| |sanaz

http://www.ordup.org/images/uploads/16bbb55e282da18177fcfae774ee0abc/8d3a81e377cb5244dc444d60d968b607.jpg

این لحظه ها

تنم یه آغوش گرم میخواهد با طعم عشق نه هوس

این لحظه ها

لبانم رطوبت لبهایی را میخواهد با طعم محبت نه شهوت

این لحظه ها

گیسوانم نوازش دستی را میخواهد با طعم ناز نه نیاز

این لحظه ها

تنی میخواهم که روحم را ارضا کند نه جسمم را

|چهارشنبه 19 مهر1391| |sanaz

روزگاری خواهد رسید همچنان که در آغوش دیگری خفته ای

به یاد من ستاره ها را خواهی شمرد تا آرام شوی...

به یاد خواهی آورد با هم بودن هایمان را...

به یاد خواهی آورد خنده هایم را ...

به یاد خواهی آورد اشک هایم را ...

به یاد خواهی آورد آغوشم را ...

مطمئنم در آن لحظه در دلت میگویی : من آغوشت را میخواهم...

|چهارشنبه 19 مهر1391| |sanaz

دلتنگ که باشی آدم دیگری میشوی

خشن تر...عصبی تر...کلافه تر...تلخ تر...

و جالب تر اینکه با اطراف هم کاری نداری

همه اش را نگه میداری

و دقیقاْ سر همان کسی خالی میکنی که دلتنگش هستی

|چهارشنبه 19 مهر1391| |sanaz

ho4odig0h78ivu8ou9y.jpg

یادت باشد دلت که شکست

سرت را بگیری بالا

تلافی نکن...فریاد نزن...شرمگین نباش

حواست باشد...

دل شکسته گوش هایش تیز است

مبادا دل آدمی را که روزی دلدارت بود زخمی کنی به کین

مبادا که فراموش کنی روزی شادیش آرزویت بود...

|چهارشنبه 19 مهر1391| |sanaz|